خشونت خانگی و فرزندان

خشونت خانگی و فرزندان[ویرایش]

فرزندانی که شاهد این خشونتها هستند همواره دچار ضربه‌های عاطفی می‌شوند که در زندگی آنها تاثیر بسزایی خواهد داشت. این فرزندان از اختلال تنش زای پس از رویداد رنج می‌برند. تمرکز خود را از دست می‌دهند و دچار بی خوابی، بی اشتهایی و تاخیر در رشد می‌شوند.

در مورد این فرزندان به اشتباه تشخیص کمبود محبت داده می‌شود و از آنها پرسش نمی‌شود که آیا شاهد خشونت بوده‌اند. پسرانی که شاهد خشونت پدرانشان برمادرانشان بوده‌اند به احتمال قوی خود نیز در زندگی زناشویی آینده این خشونت را باز تولید خواهند کرد. افسردگی، اعتیاد به مواد مخدر، الکل، بزهکاری و فرار از خانه در میان آنان شایع تر است. و در نهایت اینکه فرزندانی که شاهد خشونت جسمی و جنسی بر مادران خود هستند خود نیز می‌توانند قربانی این خشونتها باشند.[۳]

آمارها[ویرایش]

  • سازمان بهداشت جهانی از مطالعاتش نتیجه گرفته که در هر ۱۸ ثانیه یک زن مورد آزار قرار می‌گیرد و باردار بودن زنان هم آنها را از خشونت مصون نمی‌دارد. خشونت خانگی امری است پنهان متأسفانه در برخی کشورها به دلیل عدم حمایت از قربانیان بسیاری از این خشونتها گزارش نمی‌شود. همه جای دنیا کم وبیش زنان در معرض خشونت هستند.۳۰ تا ۳۵ درصد زنان آمریکایی مورد آزار جسمی همسران خود هستند و ۱۵ تا ۲۵ درصد آنها در هنگام بارداری مورد ضرب و شتم واقع می‌شوند همچنین از هر ده زن سه نفر توسط شوهران یا سایر مردان به قتل می‌رسند. در هند ۴۱٪ زنان در اثر آزار جسمی همسرانشان دست به خودکشی می‌زنند، در بنگلادش ۵۰٪ قتل‌ها ناشی از خشونت مردان است و در شیلی ۶۳٪ زنان مورد آزار جسمی قرار می‌گیرند.[۴]

در یک دهه اخیر پژوهش‌های فراوانی در مورد خشونت خانگی انجام شده که آخرین آن بررسی است که در مورد ۲۸ استان کشور انجام گرفته است. کارفرما این طرح دفتر امور اجتماعی وزارت کشور و شریک پژوهشی آن، با مشارکت امور زنان ریاست جمهوری و وزارت علوم، تحقیقات و فناوری است. این گزارشی است شامل ۳۲ جلد و هر جلد شامل بیش از ۲۰۰ صفحه که در سال ۱۳۸۳ به پایان رسیده است. این پژوهش‌ها نشان می‌دهد که ۶۶٪ زنان ایرانی از اول زندگی مشترکشان تا کنون، یکبار مورد خشونت قرا گرفته‌اند با این حال میزان و انواع خشونت در استانهای کشور تفاوتهای معنا داری دارد. در این پژوهش ۲۵ مورد خشونت خانگی طبقه بندی شده که در این طبقه بندی خشونت روانی و کلامی رتبه نخست و خشونت جنسی رتیه آخر را به خود اختصاص داده است البته آمار پایین خشونت جنسی مربوط است به هنجارهای عرفی و حتی شرعی جامعه ایران درباره اظهار چنین خشونتهایی در جامعه و فرهنگ ایران، عدم حمایت از قربانیان و عدم مجازات عاملان خود زنان را به خود سانسوری وا می‌دارد و آمار درستی از میزان واقعی آن در دسترس نیست.[۵]

 

/ 0 نظر / 8 بازدید